آخرین خبرها

نقد فیلم تابستان داغ, تکرار فرمولاسیون دلسردکننده ی تابستان داغ

نقد فیلم تابستان داغ, تکرار فرمولاسیون دلسردکننده ی تابستان داغ

عوامل فیلم

کارگردان: ابراهیم ایرج زاد

نویسنده: پیام کرمی

بازیگران: پریناز ایزدیار، مینا ساداتی، صابر ابر و علی مصفا

خلاصه داستان

نسرین که هنگام طلاق نمی‌تواند دختر شش ‌ساله‌اش را از شوهرش بگیرد ، بی‌اطلاع شوهر به گوشه‌ای از شهر پناه می‌برد. او برای تامین مخارج زندگی در مهدکودک بیمارستان کار می کند. والدین یکی از کودکان که هر دو پزشک هستند نسرین را مجاب به نگهداری غیر قانونی از فرزندشان در شیفت شب می نمایند. این کار آغاز دردسرهای نسرین است.

آرت گیل : تکرار فیلم­های داستانی ملودراماتیک بحرانی در سالهای اخیر و مشخصا بعد از ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین به گونه ای رواج پیدا کرده است که جابه جایی زمان تعلیق و اضطراب از دقیقه های بیست به سی یا از چهل به پنجاه دیگر نمی تواند دلیل برای جذابیت نهایی فیلم باشد و رضایت تماشاگر را در پایان تماشای فیلم تامین کند. نمونه های بارز متعددی در سالهای اخیر با فرمول های مشابه سینمای اصغر فرهادی تولید شده اند که در سالهای اخیر نسخه های جدایی ناپذیر سینمای پایین شهری (که آن هم بیشتر بعد از فیلم ابد و یک روز مورد استفاده فیلمسازان جوان قرار گرفته) نیز بدان اضافه گردیده و با پیش برد داستان اصلی در بستر رئال و با همان الگوی نخ نما و قابل تصور فیلمهای اینچنینی قصد دارد مخاطب را مرعوب شیوه ی فیلمسازی و داستان پر طمطراق خود کند. غافل از آنکه پیشروی در چنین مسیری، علاوه بر اینکه منجر به فراموشی بخش قابل توجهی از ایده های بکر فیلمنامه نویسان می شود میتواند باعث دلسردی و پشیمانی سینمادوستان از تماشای فیلمهای ایرانی در سینما باشد.

تابستان داغ نیز از این قاعده مستثنی نیست. با اینکه فیلم توانسته برخلاف برخی از فیلمهای مشابه، تا پایان و در مسیری کج دارومریز مخاطب را با خود همراه کند، ولی بازهم ظاهر آشفته ی فیلم و ملغمه ی “فرهادی-روستایی-هیچکاک” آن بیشترین لطمه را به باطن فیلم وارد کرده و گره های بسته ی فیلم را دیرتر از حد انتظار و تکراری تر از همیشه به نمایش گذاشته است. خام دستی ابراهیم ایرج زاد (کارگردان) و پیام کرمی (نویسنده) در پرداخت و ساخت روایت زنی وامانده از خرج زندگی و سرخورده از زندگی مشترک که مجبور به پذیرش پرستاری غیرقانونی شده آنقدر زودتر از موعد منجر به پی بردن داستان فیلم می شود که حتی عدم کشف جنازه ی کودک معصوم هم نمی تواند به ابزاری در جهت گمراهی ذهن ببینده در جهت عدم کشف راز گم شدن پسرک شود. در این بین و به جهت ضعف فیلنامه در توصیف ویژگی های رفتاری و مشخصه های زندگی خصوصی زوج پزشک (با بازی علی مصفا و مینا ساداتی) بازی این دو بازیگر به عنوان ناجی به کمک فیلم آمده تا شاید بتواند به کمک نسرین (پریناز ایزدیار) و با تشکیل مثلثی که در راس آن فقر و در اضلاع دیگر آن بی مسئولیتی و خودکامگی قرار دارد بار درام فیلم را به دوش بازیگرانش انداخته و راه حلی برای رهایی از ملغمه ی فیلمسازی ایجاد شده به دست آورد.

به عقیده نگارنده، تمایل بیش از حد کارگردانان به انتقال مفاهیم چند لایه ی اجتماعی در قالب فیلم هایی با فرمول مورد اشاره ی فوق، نه تنها باعث می شود که تاثیر کلام در گذر زمان از دست رود بلکه تبدیل به روشی مخاطب گریز و باسمه ای در سینمای ایران خواهد شد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *